دستیابی به در آمد و سود سرشار حاصل از تجارت اسلحه، از هدف های خاورمیانه ای غرب است.

خاورمیانه با بهرمندی از ذخایر عظیم نفت و گاز، موقعیت ژئوپلتیک2 و استراتژیک3 و ویژگی های فرهنگی و  مذهبی، دارای اهمیتی بسیار است و از این رو ، همواره عرصه تاخت وتاز قدرت های استکباری بوده است برخی از برجستگی های این منطقه عبارتنداز:

1-      نفت وگاز : نفت و گاز خاور میانه  ، مهم ترین عامل علاقه منطقه ای ابر قدرت ها را تشکیل می دهند ؛ زیرا:

اولا، بزرگترین و غنی ترین ، یعنی حدود3/2 یا بیش از شصت درصد ذخایر این مواد حیاتی در منطقه خاورمیانه نهفته اند، درحالیکه ذخایر نفت و گاز محدود کشورهای غیر خاورمیانه در دهه های آینده به اتمام خواهد رسید.

ثانیا، سرمایه گذاری در استخراج و تولید نفت خاور میانه و به ویژه خلیج فارس ، به دلایلی چون وجود نفت  در لایه های سطح زمین دولتی بودن چاه های نفت و نزدیکی به آبراه های قابل کشتیرانی ، به صرفه تر ازدیگر نقاط جهان است  .

ثالثا ، توسعه دیروز و رشد امروز غرب ، بدون نفت ممکن نبوده و نیست. از این رو نیاز نفتی آن رو به افزایش است.همچنین، نیاز به سوختی چون گاز، که آلودگی محیط زیست را نیفزاید ، به شدت احساس می شود. وانگهی ، در حال حاضر ، غرب هیچ ماده سوختی در دست ندارد که به توان آن را جایگزین نفت کرد4 وپیش بینی نمی شود که در آینده نزدیک نیز بتواند به چنین ماده ای دست یابد .

2-      بازارمصرف و جذب نقدینگی : اقتصاد بیشتر کشورهای خاور میانه برپایه نفت است افزایش قیمت نفت ، دردهه های اخیر ، به ویژه در دو مقطع پس از تحریم نفتی اعراب علیه غرب (1352ش./ 1973م.) و وقوع انقلاب اسلامی (1358ش./ 1979م.) ثروتی بسیار نصیب کشورهای خاورمیانه کرده است. این ثروت عظیم به علت اقتصاد غیر مولد و روند رو به رشد مصرف گرایی در خاورمیانه ، به خرید اقلام مصرفی  از دولت های صنعتی غرب اختصاص می یابد. غرب ، مصرف گرایی، خرید فناوری فرسوده ونیز سرمایه گذاری در غرب را تشویق می کند، زیرا نقدینگی فراوان می تواند به عنوان حربه ای علیه اقتصاد آنان به کار رود چنان که توقیف دارایی و سپرده های ایران درآمریکا توسط کارتر ، ((عمدتا ناشی از ترس شدید آمریکا از اقدام احتمالی ایران نسبت به خارج کردن ناگهانی و یک باره سپرده های خود از بانک های آمریکا بوده))5

3-      تجارت اسلحه: دستیابی به در آمد و سود سرشار حاصل از تجارت اسلحه، از دیگر هدف های خاورمیانه ای غرب است. افزون بر این موقعیت استراتژیک دلارهای نفتی حضور دایم قدرت ها ، جنگ های تحمیلی     و بحران های ساختگی امکان تشنج و در نتیجه، زمینه های تجارت پرسود اسلحه را فراهم آورده اند. بنا به دلیل  فوق ، آمریكا ، شوروی سابق، انگلستان ، فرانسه ، ایتالیا ، اسپانیا و برزیل از مهم ترین عرضه كنندگان اسلحه به  كشورهای خاورمیانه بوده اند. به بیانی دیگر، سه كشور آمریكا ، انگلیس و فرانسه در سالهای 1352 تا1356 ش ./1973 تا 1977 م. و 1358 تا 1361ش./ 1979 تا 1982م. بزرگترین صادر كننده اسلحه به بخشی از خاور میانه (خلیج فارس) و عربستان سعودی و عراق، مهم ترین خریداران اسلحه از آمریكا وشوروی سابق بوده اند و  نیز هزینه های دفاعی  منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا در میان كشورهای در حال توسعه ، مقام دوم را از آن خود كرده اند. براین میزان خرید باید آمار تخمینی بازار سیاه اسلحه را نیز افزود . البته هم صادر كنندگان اسلحه ، كار خود را در جهت منافع ملی توجیه می كنند.6

4-علایق سیاسی : افزون بر اهداف اقتصادی ، علایق سیاسی نیز پای قدرت های جهانی رابه خاورمیانه باز كرده اند. توانایی در تحقق علایق سیاسی ، چون ‍‍‍‍‍‍‍‍‍رژیم سازی (مانند رژیم اسرائیل)، حفظ رژیم های وابسته (مانند كویت)، گوشمالی دولت های متمرد (مانند عراق) ، تلاش برای سقوط حكومت های مردمی (مانند ایران)، زیر نظر داشتن رژیم های مخالف (مانند لیبی) ، روی كارآوردن سیاست مداران دست نشانده (مانند الجزایر)و… ، حوزه نفوذ و قلمرو غارت گری منطقه ای قدرت های بزرگ و بین المللی رامشخص می كند. درواقع ، تلاش برای بسط نفوذ فرهنگی و عقیدتی (مانند كمونیسم و یا لیبرالیسم) و اولویت بخشی آن بر نفوذ سیاسی ، تنها به منظور فراهم آوردن زمینه غارت اقتصادی كشورهای خاور میانه است . فهم این حقیقت با توجه به حاكمیت فرهنگ مادی در كشورهای سلطه گر چندان سخت نیست.7

رویارویی با پدیده اسلام گرایی، كه محصول انقلاب اسلامی ایران به شمار می رود، از دیگر علایق سیاسی قدرت های استعمارگر در خاور میانه است و از این روست كه هرچند حزب هایی چون جبهه نجات اسلامی الجزایر و حزب اسلام گرای رفاه تركیه، خویش را به اصول دمكراتیك شبه غربی متعهد می دانند با خشم كشورهای غربی و اسرائیل روبه رو می شوند. البته ، غرب با بزرگ نمایی خطر ایران، به بسیج همه امكانات و متحدان منطقه ای و فرامنطقه ای خویش پرداخته تا با اقدامات گروهی ، كشوری (چون ایران) را كه انقلابش صلح راستین را به جهان عرضه می كند، نابود سازد.

 

 

 1- این واژه برای منطقه ای به کار می رود که تقریباً شامل ایران ، ترکیه ، عراق ، سوریه ، لبنان ، اردن ، فلسطین اشغالی ، شبه جزیره سینا ، عربستان سعودی ، امارات متحده عربی ، بحرین ، عمان ، قطر ، کویت و یمن است . رجوع کنید به فرهنگ علوم سیاسی ، آقا بخشی ، صفحه 203 .

2- علم یا نظریه ای که سیاست را وابسته به به عوامل یا محیط جغرافیایی می داند . رجوع کنید به فرهنگ علوم سیاسی ، آقا بخشی ، صفحه 137 .

3- استراتژی ، هنر یا علم توسعه و به کارگیری بهتر امکانات در جهت نیل به هدف در مقابل سایر بازیگران و استراتژیک امور مربوط و منسوب به استراتژی است . فرهنگ علوم سیاسی ، آقا بخشی ، صفحه 329 .

4- علائق و استراتژی ابرقدرت ها در خلیج فارس ، بیژن اسدی ، صفحه 7 ، 14 ، 20 ، 27 ، 65 ، 73 .

5- علائق و استراتژی ابرقدرت ها در خلیج فارس ، بیژن اسدی ، صفحه 14 . 15 . 37 . 38 . 61.62 .

6- علائق و استراتژی ابرقدرت ها در خلیج فارس ، بیژن اسدی ، صفحه 18 . 39 .41. 42 . 44 .58 . 60 .

7- علائق و استراتژی ابرقدرت ها در خلیج فارس ، بیژن اسدی ، صفحه 44 . 54 .