جلوگيري از تضعيف عقايد ديني :
در دوره رنسانس و انقلاب  صنعتي غرب ، حصار زندگي گتويي يهوديان فرو ريخت . اين امر مواجهه و برخورد يهوديان با فرهنگ غير خودي و تضعيف عقايد ديني را در پي داشت و از قدرت پاسخ گويي يهوديت به نياز هاي نوين مردم يهودي كاست . در نتيجه ، گروهي ، كه به ظاهر در پي حفظ هويت ملي و مذهبي يهود بودند ، تحت تاثير عوامل مختلف و به ويژه نفوذ استعمارگران ، به سياسي كردن يهوديت ، يعني آفرينش صهيونيسم ، پرداختند . در دست يابي به اين هدف ، حفظ انسجام نسبي يهوديان و ممانعت از تفرقه ضروري بود1 .

گسترش حقوق مدني در غرب :
صهيونيسم گونه اي شووينيسم يا ملي گرايي افراطي است و آن نيز از نتايج زوال فئوداليسم ، ظهور رنسانس ، تولد سرمايه داري و وقوع انقلاب فرانسه به شمار مي رود ؛ زيرا تحولات مذكور ، گسترش حقوق مدني و ترويج آزادي هاي سياسي  و توسعه شعارهاي برابري و برادري را براي همه  مردم و همچنين يهوديان فراهم كردند . اين موضوع به يهوديان امكان داد تا در پرتو فضاي ايجاد شده ، به تقويت عناصر ناسيوناليستي يهوديت ، چون نژاد ، خون ، مذهب ، وطن و زبان ، بپردازند . به عنوان مثال ، بسط و رشد آزادي سياسي ، موجب دست كشيدن يهوديان آلماني از زبان محلي يديش2 و روي آوردن به زبان عبري گرديد . خلاصه اينكه ، بهره گيري از عناصر ناسيوناليستي براي خلق صهيونيسم ، در پرتو گسترش حقوق مدني غربي به وقوع پيوست3 .
تلاش براي نابود سازي امپراتوري عثماني :
تجزيه امپراتوري عثماني از اهداف استعمارگران بود ؛ زيرا تجزيه يك امپراتوري مسلمان ،  افزون بر اين كه شكست دشمني ديرينه به شمار مي  رفت ، بازار مصرف ، مواد اوليه و موقعيت اقتصادي نويني را براي هر يك از  استعمارگران ، بويژه بريتانيا به عنوان بزرگ ترين دولت استعماري فراهم مي آورد . به اعتراف سرهنگ جورج گاولر4 – حاكم انگليسي استراليايي جنوبي – فلسطين به عنوان محور ، مركز ، عصب و قلب دنياست . در نتيجه ، تصرف و تصاحب آن توسط هر يك از كشورهاي رقيب ، ضربه اي هولناك بر پيكر بريتانيا وارد مي ساخت5 .

1.    دولت اسرائيل – نيكيتينا – صفحه 14
2.    Yiddish
3.    صهيونيسم – ايوانف – صفحه 41 و 42
4.    Goerg Gauler
5.    تاريخ يك ارتداد – اسطوره هاي بنيانگذار سياست اسرائيل – رژه گارودي – صفحه 31